نغمه های انتظار - آسیب‌شناسی‌ آخرالزمان‌-3
اشاره‌ : در مباحث‌ گذشته‌ تا حدودی‌ سیمای‌ عمومی‌ مردمی‌ كه‌ در دوره‌ آخر الزمان‌ دچار آسیب‌ها و آفات‌ آن‌ دوران‌ خواهند شد خدمتتان‌ عرض‌ كردیم‌. در ادامه‌ از جمله‌ كسانی‌ كه‌ در روایت‌ دینی‌ از خصلت‌های‌ آنها خدمتتان‌ عرض‌ می‌شود دانشمندان‌ دینی‌ آسیب‌ زده‌ در دوره‌ ارتداد هستند و از طرفی‌ سیمای‌ روشنفكران‌ آسیب‌ زده‌.

در روایات‌ ما وجود دارد كه‌ می‌فرماید بخشی‌ از كسانی‌ كه‌ در آخر الزمان‌ مشغول‌ تحصیل‌ دینی‌ می‌شوند یا علوم‌ دینی‌ را سعی‌ می‌كنند فرا بگیرند اینها به‌ خاطر ریاست‌ و رسیدن‌ به‌ مقامات‌ است‌. روایت‌ می‌فرماید: «یتفقه‌ اقوام‌ لغیر الله‌ طلباً لدنیا و الرئاسة‌»؛
یعنی‌ افرادی‌ به‌ دنبال‌ دین‌شناسی‌ و فهم‌ مسایل‌ دینی‌ می‌روند امّا غرض‌ آنها خدا نیست‌ و اخلاص‌ در انگیزه‌های‌ آنها پیدا نیست‌ و عمدتاً اینها طالب‌ دنیا و ریاست‌ بر مردم‌ هستند به‌ همین‌ خاطر اینها چون‌ می‌بینند كه‌ با دانستن‌ بعضی‌ از اصطلاحات‌ دینی‌ می‌توانند بر مردم‌ ریاست‌ كنند به‌ دنبال‌ تحصیل‌ دین‌ و دانشهای‌ دینی‌ می‌روند و بعد می‌فرماید: «و یوجه‌ القرآن‌ علی‌ الاهواء» این‌ خصوصیت‌ می‌تواند خصوصیت‌ دانشمندان‌ و عالمان‌ دینی‌ باشد كه‌ یكی‌ از حالتهایی‌ كه‌ آنها پیدا می‌كند این‌ است‌ كه‌ توجیه‌گر قرآن‌ می‌شوند امّا بر اساس‌ هواهای‌ نفسانی‌ خودشان‌ به‌ تعبیری‌ كه‌ علامه‌ طباطبایی‌ در ابتدای‌ المیزان‌ دارند می‌فرمایند ما تفسیر قرآن‌ نمی‌كنیم‌ بلكه‌ تحمیل‌ بر قرآن‌ می‌كنیم‌ نظرات‌ خودمان‌ را.
آنچه‌ كه‌ از ما خواسته‌ شده‌ این‌ است‌ كه‌ با یك‌ فكر خالی‌ به‌ سراغ‌ فهم‌ عمیق‌ مطالب‌ قرآنی‌ برویم‌ و پرده‌ برداری‌ از ابهامات‌ معانی‌ قرآن‌ بكنیم‌ این‌ می‌شود تفسیر. امّا گاهی‌ ما با پیش‌ فرض‌های‌ فكری‌ و یكسری‌ تئوری‌های‌ مشخص‌ ذهنی‌ سراغ‌ قرآن‌ می‌رویم‌ و می‌خواهیم‌ آیه‌ ای‌ را برای‌ فكر خودمان‌ پیدا كنیم‌ و گاهی‌ بالاتر اینكه‌ ممكن‌ است‌ افرادی‌ یا مكاتبی‌، در باطن‌ به‌ خاطر اینكه‌ در جوامع‌ اسلامی‌ هستند و بدون‌ آیه‌ قرآن‌ نمی‌توانند نفوذ در افكار عمومی‌ داشته‌ باشند باتمسك‌ به‌ آیات‌ قرآن‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ شوم‌ نفسانی‌شان‌ از آیات‌ قرآن‌ بهره‌گیری‌ كنند.
نشانه‌ دیگری‌ كه‌ باز در این‌ دوره‌ گفته‌ شده‌ می‌فرماید: «و قعود الصبیان‌ علی‌ المنابر» منبر یعنی‌...
به ادامه مطلب مراجعه کنید.
در روایات‌ ما وجود دارد كه‌ می‌فرماید بخشی‌ از كسانی‌ كه‌ در آخر الزمان‌ مشغول‌ تحصیل‌ دینی‌ می‌شوند یا علوم‌ دینی‌ را سعی‌ می‌كنند فرا بگیرند اینها به‌ خاطر ریاست‌ و رسیدن‌ به‌ مقامات‌ است‌. روایت‌ می‌فرماید: «یتفقه‌ اقوام‌ لغیر الله‌ طلباً لدنیا و الرئاسة‌»؛
یعنی‌ افرادی‌ به‌ دنبال‌ دین‌شناسی‌ و فهم‌ مسایل‌ دینی‌ می‌روند امّا غرض‌ آنها خدا نیست‌ و اخلاص‌ در انگیزه‌های‌ آنها پیدا نیست‌ و عمدتاً اینها طالب‌ دنیا و ریاست‌ بر مردم‌ هستند به‌ همین‌ خاطر اینها چون‌ می‌بینند كه‌ با دانستن‌ بعضی‌ از اصطلاحات‌ دینی‌ می‌توانند بر مردم‌ ریاست‌ كنند به‌ دنبال‌ تحصیل‌ دین‌ و دانشهای‌ دینی‌ می‌روند و بعد می‌فرماید: «و یوجه‌ القرآن‌ علی‌ الاهواء» این‌ خصوصیت‌ می‌تواند خصوصیت‌ دانشمندان‌ و عالمان‌ دینی‌ باشد كه‌ یكی‌ از حالتهایی‌ كه‌ آنها پیدا می‌كند این‌ است‌ كه‌ توجیه‌گر قرآن‌ می‌شوند امّا بر اساس‌ هواهای‌ نفسانی‌ خودشان‌ به‌ تعبیری‌ كه‌ علامه‌ طباطبایی‌ در ابتدای‌ المیزان‌ دارند می‌فرمایند ما تفسیر قرآن‌ نمی‌كنیم‌ بلكه‌ تحمیل‌ بر قرآن‌ می‌كنیم‌ نظرات‌ خودمان‌ را.
آنچه‌ كه‌ از ما خواسته‌ شده‌ این‌ است‌ كه‌ با یك‌ فكر خالی‌ به‌ سراغ‌ فهم‌ عمیق‌ مطالب‌ قرآنی‌ برویم‌ و پرده‌ برداری‌ از ابهامات‌ معانی‌ قرآن‌ بكنیم‌ این‌ می‌شود تفسیر. امّا گاهی‌ ما با پیش‌ فرض‌های‌ فكری‌ و یكسری‌ تئوری‌های‌ مشخص‌ ذهنی‌ سراغ‌ قرآن‌ می‌رویم‌ و می‌خواهیم‌ آیه‌ ای‌ را برای‌ فكر خودمان‌ پیدا كنیم‌ و گاهی‌ بالاتر اینكه‌ ممكن‌ است‌ افرادی‌ یا مكاتبی‌، در باطن‌ به‌ خاطر اینكه‌ در جوامع‌ اسلامی‌ هستند و بدون‌ آیه‌ قرآن‌ نمی‌توانند نفوذ در افكار عمومی‌ داشته‌ باشند باتمسك‌ به‌ آیات‌ قرآن‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ اهداف‌ شوم‌ نفسانی‌شان‌ از آیات‌ قرآن‌ بهره‌گیری‌ كنند.
نشانه‌ دیگری‌ كه‌ باز در این‌ دوره‌ گفته‌ شده‌ می‌فرماید: «و قعود الصبیان‌ علی‌ المنابر» منبر یعنی‌ محل‌ موعظه‌ و ترویج‌ و تبلیغ‌ دین‌. یكی‌ از نشانه‌هایی‌ كه‌ برای‌ دانشمندان‌ یا نیمه‌ دانشمندان‌ در دوره‌ آخر الزمان‌ وجود دارد و آسیب‌هایی‌ كه‌ در این‌ دوران‌ نمایان‌ می‌شود این‌ است‌ كه‌ كسانی‌ سمت‌ تبلیغ‌ دین‌ را به‌ عهده‌ می‌گیرند كه‌ اینها از نظر سن‌ دوره‌ صباوت‌ و نوجوانی‌ را می‌گذرانند. اینكه‌ گفته‌ شده‌: «قعود الصبیان‌ علی‌ المنابر» شاید یك‌ معنای‌ ظاهری‌ آن‌ مراد باشد كه‌ یعنی‌ كسانی‌ بر منبرها می‌نشینند و در مقام‌ خطابه‌می‌آیند كه‌ اینها نوجوانانی‌ بیشتر نیستند و افراد بزرگتر و مسن‌تر و ماهرتر آنها زمینه‌ تبلیغ‌ را ندارند.
معنای‌ دیگری‌ كه‌ ما شاید می‌توانیم‌ از این‌ روایت‌ برداشت‌ كنیم‌ این‌ است‌ كه‌ مراد از «قعود الصبیان‌ علی‌ المنابر» این‌ باشد كه‌ كسانی‌ مشغول‌ تبلیغ‌ دینی‌ می‌شوند كه‌ اهمیت‌ ندارند. یعنی‌ از نظر دانش‌ها و اطلاعات‌ دینی‌ بچه‌ سال‌ هستند از نظر اطلاعات‌ بچه‌ سال‌ هستند مهارت‌ خاصی‌ در امر تبلیغ‌ و اطلاعات‌ كافی‌ به‌ زوایای‌ گوناگون‌ دین‌ ندارند امّا اینها با جرأت‌ كامل‌ به‌ عنوان‌ مبلغ‌ دین‌ وارد صحنه‌ تبلیغ‌ می‌شوند.
باز از مسایل‌ دیگری‌ كه‌ در این‌ دوره‌ وجود دارد كه‌ پیامبر اكرم‌ (ص‌) بر سلمان‌ خبر می‌دهند و می‌فرمایند «و رأیات‌ المنابر افمر علیها بالتقوی‌ و لا یعمل‌ القائل‌ بما یأمر» شما می‌بینی‌ كه‌ بر منبرها و در مقام‌ وعظ‌ و اندرز افراد مردم‌ را امر و دستور و سفارش‌ به‌ تقوی‌ می‌كنند ولی‌ وقتی‌ كه‌ به‌ وجود و زندگی‌ آنها مراجعه‌ می‌كنید خود گوینده‌ آن‌ سخنان‌، حد خدا را رعایت‌ نمی‌كند و برای‌ حدود الهی‌ حریم‌ قائل‌ نیست‌ و اهل‌ تقوی‌ نیست‌ یعنی‌ عالمان‌ بدون‌ عمل‌.
مورد دیگری‌ كه‌ باز از نشانه‌های‌ دانشمندان‌ دینی‌ و آسیب‌زده‌ در آخر الزمان‌ است‌ و ممكن‌ است‌ بعضی‌ از دانشمندان‌ دینی‌ دچار آسیب‌ و آفت‌ شوند این‌ است‌ كه‌ «یؤتون‌الحكمة‌علی‌ منابرهم‌ فاذا نزلوا نزعت‌ عنهم‌» می‌فرماید گاهی‌ شده‌ كه‌ اینها هنگامی‌ كه‌ در مقام‌ سخن‌
گفتن‌ هستند زیباترین‌ و مهمترین‌ و نغزترین‌ و پر معناترین‌ مسایل‌ را مطرح‌ می‌كنند. سخنان‌ حكیمانه‌ از آنها می‌شنویم‌ امّا هنگامی‌ كه‌ اینها به‌ زیر می‌آیند از منبر «نزعت‌ عنهم‌» حكمت‌ در آنها وجود ندارد یعنی‌ آنها زبانشان‌ به‌ گفتن‌ حكمت‌ رام‌ و روان‌ است‌ امّا هنگامی‌ كه‌ به‌ شخصیت‌ آنها نگاه‌ بكنی‌ خبری‌ از حكمت‌ و عقلانیت‌ و هوشمندی‌ به‌ آن‌ معنا در آنها نیست‌ و عمدتاً جهت‌ خودنمایی‌ یا فریبایی‌ و فریب‌ دادن‌ مردم‌ ممكن‌ است‌ كه‌ دست‌ به‌ چنین‌ اعمالی‌ بزنند. در مورد سیمای‌ روشنفكران‌ دینی‌ در روایات‌ داریم‌ كه‌ یكی‌ از مشكلاتی‌كه‌در آخرالزمان‌ ممكن‌ است‌ گریبانگیر عده‌ای‌ شود این‌ است‌ كه‌ «یصیر الدین‌ بالرأی‌». دین‌ و مجموعه‌ قوانین‌دینی‌ بر اساس‌ آراء و نظریه‌ پردازیهای‌ شخصی‌ افراد توجیه‌ می‌شود و «عطّل‌ الكتاب‌ واحكامه‌» امّا بر اساس‌ آیات‌ قرآن‌ و بر اساس‌ روایات‌ اهل‌بیت‌(ع‌) دین‌ توصیه‌ نمی‌شود و به‌ مردم‌ ارایه‌ نمی‌شود.
عده‌ای‌ هستند كه‌ اسلام‌ را و دین‌ اسلام‌ را بر اساس‌ آراء و نظرات‌ خودشان‌ توجیه‌ می‌كنند كتاب‌ خدا و آیات‌ قرآن‌ را تعطیل‌ می‌كنند و شما به‌ ندرت‌ در صحبت‌ آنها و سخن‌ آنها از آیات‌ قرآن‌ نشانه‌ می‌بینی‌. گویا خود را مستغنی‌ از رجوع‌ به‌ آیات‌ قرآن‌ می‌دانند در مقام‌ توجیه‌ مسایل‌ دینی‌ از قرآن‌ به‌ عنوان‌ اصیل‌ترین‌ و متین‌ترین‌ قانون‌ الهی‌ و به‌ عبارتی‌ قانون‌ اساسی‌ دین‌ الهی‌ اسلام‌ هیچ‌ استفاده‌ای‌ نمی‌برند. «عطّل‌ الكتاب‌» قرآن‌ را به‌ تعطیلی‌ می‌كشانند. قرآن‌ را به‌ مهجوریت‌ وا می‌دارند مهجوریت‌ قرآن‌ در یك‌ مرتبه‌ این‌ است‌ كه‌ انسان‌ در مقام‌ گفتن‌ و مقام‌ فكر كردن‌ از آیات‌ قرآن‌ بهره‌گیری‌ نكند بلكه‌ همه‌ مسایل‌ دینی‌ را با توجه‌ به‌ نظرات‌ شخصی‌ خودش‌ بیان‌ كند اگر یك‌ روشنفكر اگر یك‌ عالم‌ دینی‌ خود را از قرآن‌ دور كند و در محضر قرآن‌ كمتر باشد. از آیات‌ قرآن‌ كمتر استفاده‌ ببرد. در كلام‌ خویش‌ در تبلیغ‌ خویش‌ در تولید فكر از آیات‌ قرآن‌ استفاده‌ نبرد. اینها همان‌ دانشمندان‌ و روشنفكرانی‌ آسیب‌ زده‌ و آفت‌ زده‌ای‌ هستند كه‌ روایات‌ دینی‌ به‌ ما خبر می‌دهد كه‌ در دوره‌ای‌ چنین‌ افرادی‌ در جوامع‌ اسلامی‌ پیدا می‌شوند. علاوه‌ بر اینكه‌ كتاب‌ خدا تعطیل‌ می‌شود و مهمل‌ گذاشته‌ می‌شود و شما نمی‌بینی‌ كه‌ آنها در مقام‌ استفاده‌ و توجیه‌ و تفسیر دین‌ از آیات‌ قرآن‌ استفاده‌ بكنند احكام‌ قرآن‌ هم‌ تعطیل‌ می‌شود.
در قرآن‌ كریم‌ احكامی‌ از طرف‌ خداوند متعال‌ نازل‌ شده‌ در ابعاد گوناگون‌ در مسایل‌ جزایی‌ در مسایل‌ اقتصادی‌ مثلاً ما در مورد ربا می‌بینیم‌ در آیات‌ قرآن‌ به‌ شدت‌ از ربا نهی‌ شده‌ در این‌ دوره‌ می‌بینیم‌ كه‌ یك‌ روشنفكر، یك‌ نظریه‌پرداز به‌ اصطلاح‌ مسلمان‌ وقتی‌ می‌خواهد فكر كند و تئوری‌پردازی‌ بكند خود را مستغنی‌ می‌بیند كه‌ از احكام‌ قرآن‌ استفاده‌ بكند و احكام‌ قرآن‌ تعطیل‌ می‌شود. احكام‌ جهاد، احكام‌ اقتصادی‌ ، احكام‌ حقوقی‌ و جزایی‌ اینها ممكن‌ است‌ در دیدگاه‌ روشنفكران‌ و علمای‌ آسیب‌ زده‌ به‌ تعطیلی‌ كشیده‌ شود و از درجه‌ اعتبار ساقط‌ شود. نكته‌ دومی‌ كه‌ در این‌ رابطه‌ باز در روایات‌ دینی‌ وجود دارد این‌ است‌ كه‌ می‌فرماید ابطال‌ حدود الله‌ گاهی‌ شده‌ كه‌ احكام‌ الهی‌ تعطیل‌ می‌شود و گاهی‌ نه‌ تنها كنار گذارده‌ می‌شود بلكه‌ اعلام‌ می‌شود به‌ بی‌ارزشی‌ و باطل‌ شدن‌ و تاریخ‌ مصرف‌ آنها را تمام‌ شده‌ اعلام‌ كردن‌. گاهی‌ شده‌ كه‌ روشنفكری‌ اعلام‌ بكند كه‌ تاریخ‌ مصرف‌ احكام‌ قرآن‌ تمام‌ شده‌ است‌. و امروز بایستی‌ آنها را مطابق‌ آراء و نظریات‌ امروزی‌ احكام‌ را و حقوق‌ و قوانین‌ را تنظیم‌ بكنیم‌ .لذا ابطال‌ حدود الله‌ یك‌ گام‌ بالاتر و یك‌ مشكل‌ بالاتر از تعطیل‌ احكام‌ الله‌ است‌ و باز از روایات‌ ما بر می‌آید در دوره‌ آخر الزمان‌ آن‌ معامله‌ای‌ كه‌ با قرآن‌ كریم‌ می‌شود با آثار و روایات‌ اهل‌ بیت‌ عصمت‌ و طهارت‌ هم‌ می‌شود. در صدر اسلام‌ به‌ ظاهر گروه‌ منحرفی‌ به‌ نام‌ منافقین‌ در جامعه‌ اسلامی‌ پیدا شدند كه‌ به‌حسب‌ظاهر اعلام‌ كردند «حسبنا كتاب‌الله» ما را قرآن‌ كافی‌ است‌. كه‌ این‌ یك‌ آفت‌ و آسیب‌ بزرگی‌ در جامعه‌ آن‌ روز اسلامی‌ ایجاد كرد و مردم‌ را از ولایت‌ جدا كرد.
در آخر الزمان‌ دانشمندان‌ و روشنفكرانی‌ بوجود می‌آیند و در بین‌ مردم‌ نفوذ می‌كنند كه‌ اینها علاوه‌ بر قرآن‌ از روایات‌ و آثار اهل‌بیت‌(ع‌) هم‌ می‌برند. و این‌ مشخص‌ است‌ كه‌ وقتی‌ افرادی‌ جرأت‌ كنند در برابر قرآن‌ بایستند، كتاب‌ و حدود خدا را ابطال‌ بكنند و انجام‌ و اعمال‌ نظرات‌ قرآنی‌ برای‌ آنها بی‌معنا و بی‌ارزش‌ باشد، مسلم‌ است‌ در برابر روایات‌ این‌ ایستادگی‌ و مقاومت‌ را بیشتر دارند. به‌ همین‌ دلیل‌ در روایات‌ دینی‌ ما وجود دارد كه‌ روشنفكران‌ و دانشمندان‌ آسیب‌ زده‌ای‌ در بین‌ جوامع‌ اسلامی‌ رشد پیدا می‌كند كه‌ اعتباری‌ برای‌ روایات‌ دینی‌ و كلام‌ اهل‌بیت‌ عصمت‌ و طهارت‌ (ع‌) و روایات‌ پیامبر اكرم‌ (ص‌) قائل‌ نیستند.


طبقه بندی: آسیب‌شناسی‌ آخرالزمان‌، 

تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1389 | 11:53 ب.ظ | نویسنده : منتظر | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.